85/08/26
پس کجایند این مدافعان حقوق بشر؟
از طرف دیگر وضعیت جسمانی رسول حردانی در بند 350 زندان اوین کاملا نگران کننده است و بیم آن می رود همانند زنده یادان اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به توطئه مرگهای مشکوک درون زندان دچار گردد و در عین حال این رژیم دست به ترفندهای مزورانه زده و آقای سعید شاه قلعه را به بهانه واهی توهین به مقامات جمهوری اسلامی به بند 240 انفرادی اوین انتقال داده است. و من نگران هستیم که در آن بند وی مورد شکنجه قرار گیرد.
حمله چند تن از اشرار به دکتر ناصر زرافشان و هاشم شاهیدنیا و در زندان رجائی شهر حمله به زندانیان سیاسی و مضروب کردن بهروز جاوید تهرانی ، مصداق بارز سرکوبهای سیستماتیک جدید است.
پس کجایند این مدافعان حقوق بشر؟
85/08/19
اتحاد
به راستی نیز هیچ جمهوری خواه و هیچ سلطنت طلبی نمی تواند با «هدف» برقراری نظام جمهوری یا نظام پادشاهی با دیگری همکاری کند. آنها نمی توانند با هم «اتحاد وسیع نیروهای جمهوری خواه و دمکرات» و یا «اتحاد وسیع نیروهای مشروطه طلب و دمکرات» تشکیل دهند. این نقض غرض آشکار و ناب است و گمان نمی رود تا کنون کسی چنین مطالبه ای از دو طرف کرده باشد. مشکل طرفداران دمکراسی و حقق بشر در ایران در تعریف یک هدف مشترک و مشخص است که معیار نزدیکی و اتحاد نیروها را نیز به دست می دهد. می توان جمهوری خواه بود لیکن نتوان با بخشی دیگر از جمهوری خواهان به ائتلاف رسید. می توان اما جمهوری خواه بود ولی با مشروطه طلبان دمکرات به ائتلاف رسید. برای رسیدن به یک هدف مشخص و مشترک ابتدا باید دو سیاست و دو صف را تشخیص داد.
ادامه مطلب
85/08/19
افسردگی و برخی علل آن در ايران
|
|
| فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلايل افسردگی در ايران هستند |
فرارسيدن فصل زمستان بر ميزان افسردگی در ايران هم تاثير می گذارد، اما روند صعودی ميزان افسردگی در ايران به شرايط فصلی بستگی ندارد. فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلايل افسردگی در ايران هستند.
آغاز پائيز و طرح دوباره موضوع افسردگی در اين فصل بهانه ای است که نظری به اين بيماری در ايران داشته باشيم.
در يک کلينيک روانپزشکی در ميدان ۷ تير تهران بيمارانی که در اطاق انتظار هستند اغلب مرد هستند. ميانگين سنی آنها بين ۳۰ تا ۵۰ سال است. آنها مجبورند ساعتهای طولانی برای ديدن پزشک صبر کنند.
پزشکان اغلب در چند بيمارستان و مطب کار می کنند و فشار کاری رسيدگی به موقع به بيماران را مشکل کرده است.
مردی که به همراه همسر بيمارش به اين مرکز آمده است از دکتری نام می برد که همسرش را در ساعت ۲ صبح می ديده است و تنها با پرسيدن اينکه ساعت چند است برای او دارو می نوشته است.
او می گويد: "وقتی آدم ۶ساعت در اتاق انتظار بماند حتی اگر سالم باشد نمی تواند فورا بگويد ساعت چند است."
نداشتن امکانات و يا عدم باور به روان درمانی و مشکلات مالی سبب می شود که بيماران در مراحل پيشرفته بيماری به سراغ روانپزشکان بروند و تنها به درمان داروئی بسنده کنند.
ويزيت روانپزشک در بيشتر مطب ها بين ۷تا ۸ هزار تومان است و گفتار درمانی و يا گروه درمانی قيمت های مختلفی دارد اما به طور متوسط ۵ تا ۸ هزار تومان است. از آنجا که ضابطه دقيقی وجود ندارد اين نرخ می تواند به مراتب از اين هم گرانتر باشد. در شمال شهر تهران يک جلسه گفتار درمانی می تواند به ۵۰ هزار تومان برسد.
زنان ايران هم مانند بيشتر کشورهای جهان، بيشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند اما در موارد زيادی، که بيشتر علل فرهنگی دارد، آن را پنهان می کنند.
با اينکه در سالهای اخير در ايران روان درمانی مورد توجه و تبليغ قرار گرفته است اما الزاما به معنای استفاده همه گير از آن نيست.
خانواده پسر ۱۷ ساله کم درآمدی که به افسردگی مبتلاست از درمان او سر باز می زنند و تنها به نذر و نياز برای او بسنده می کنند.
مادر اين جوان در جواب روانشناسی که سعی می کند او را به معالجه فرزندش ترغيب کند می گويد: "داروها فقط او را خواب آلود می کردند. با حرف زدن هم که نمی شود کسی را معالجه کرد. پسرم را چشم زدند. اشتباه ما اين بود که او را پيش دکتر برديم. امسال می خواهيم او را به مشهد ببريم."
آنچه به عنوان اولين قدم در درمان بيماران مبتلا به افسردگی بايد مورد توجه قرار بگيرد شناخت آن به عنوان بيماری و تلاش برای مداوای آن است.
دلايل فرهنگی، اقتصادی، طبقاتی
پنهان کردن بيماری افسردگی بيشتر علت فرهنگی دارد.
زنی دختر مبتلا به افسردگی خود را ۳ سال بعد نزد پزشک برده است و در توضيح اين موضوع می گويد که نگران بوده اگر اين موضوع علنی شود دخترش خواستگاری پيدا نکند.
"رويا کوچک انتظار"، روانشناس و عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد تهران است. او تا چندی قبل در اداره بهزيستی در جنوب شهر تهران در محله "خانی آباد" در زمينه روان درمانی کار می کرده است.
او در مورد علت های افسردگی و رابطه آن با وضعيت اقتصادی خانواده ها در ايران می گويد: "فقر، به عنوان يک مشکل کليدی افسردگی را افزايش می دهد. در فقر اقتصادی ارتباطات اجتماعی هم آسيب می بيند. کار زياد، ارتباطات عاطفی را کم رنگ می کند و در خود فرو رفتن افزايش می يابد. تحقيقات نشان داده که ميزان افسردگی ميان طبقات کم درآمد و مرفه جامعه به يک ميزان است اما کيفيت و علت آن متفاوت است و طبعا نوع برخورد با آن هم دو گونه است."
دکتر کوچک انتظار در ادامه می گويد: "در طبقات مرفه انتظارات از زندگی و سرخوردگی های عاطفی و برآورده نشدن خواسته ها از جمله علل افسردگی است. در طبقه متوسط در مقايسه با دو گروه ذکر شده ميزان افسردگی کمتر است. آنچه مسلم است عدم حمايت های اجتماعی از علل افزايش افسردگی محسوب می شود."
"رويا کوچک انتظار" در رابطه با ميزان ابتلا به افسردگی در زنان و مردان و سنين آن می گويد: " افسردگی در جوانان بيشتر است. در موارد زيادی علت آن عدم حمايت های اجتماعی و نوعی سردرگمی در يافتن هويت خود است. گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال بيشترين مبتلايان به بيماری افسردگی را در ايران تشکيل می دهند. متاسفانه در شهرستانها در رابطه با اين بيماری خودسانسوری وجود دارد و نمی توان از ميزان مبتلايان آن اطلاع دقيقی بدست آورد. اما تجربه کاری من در محله "خانی آباد " در تهران نشان داد که مردم در صورت آگاهی از امکانات درمانی استفاده می کنند."
برنامه هايی که از سوی اداره بهزيستی برای آگاهی مردم و تشويق آنها به مراجعه به مراکز روان درمانی اجرا شده است، توانسته تا حد زيادی به شناخت بيماری کمک کند.
اين کار توسط مشاوران و مددکاران اجتماعی در پايگاه ها ی مردمی مختلف از جمله مساجد صورت گرفته است.
کمبود پزشکان متخصص و روانشناسان به عنوان مانعی جدی برای درمان است.
"حسن ابراهيمی" که سالهاست دچار افسردگی شده است ميگويد: "ساعتهای طولانی انتطار برای ديدن دکتر مرا بيمارتر کرد. وقتی هم آنها را می بينی وقت ندارند. همه اش چند دارو می نويسند و تمام می شود. دکتر روانپزشکی که ۵ دقيقه برای بيمارش وقت صرف می کند چطور می تواند او را معالجه کند. البته آنهايی که پول دارند می توانند از خدمات بهتری استفاده کنند."
"پروين" به خانواده های مرفه تهرانی تعلق دارد که به خدمات روانشانسان اعتقاد دارد و از آن استفاده می کند.
" خواهر من سال قبل به افسردگی و اضطراب شديد دچار شد. پيدا کردن دکتر خوب مشکل بود. اگر هم خوب باشند وقت کافی ندارند. بالاخره ما يک روانکاو پيدا کرديم که پول زيادی می گيرد. جلسه ای ۵۰ هزار تومان اما لااقل بيشتر از بقيه وقت می گذارد."
امروزه رضايتمندی از زندگی در هر طبقه و گروه سنی که باشی به موضوعی پيچيده تبديل شده است و بسياری بر اين باورند که تا رفع کمبود و يا فقدان برنامه های دولتی و همچنين متخصصان رشته روان درمانی در ايران روند پرشتاب افزايش بيماری افسردگی آهسته نخواهد شد.
85/08/19
حکم جلب برای هاشمی رفسنجانی
|
|
| بمبگذاری در انجمن آميا در زمانی رخ داد که هاشمی رفسنجانی رياست جمهوری ايران را عهده دار بود |
دليل صدور اين حکم جلب، اتهاماتی اعلام شده که در ارتباط با بمبگذاری در ساختمان انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين در بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين عليه آقای هاشمی مطرح است.
بنابر اتهاماتی که دادگاه فدرال آرژانتين قصد رسيدگی به آن را دارد، مقامات ايرانی بمبگذاری در ساختمان آميا را طرحريزی کردند و از طريق اعضای حزب الله لبنان اين نقشه را به مرحله اجرا درآوردند.
اتهام دست داشتن اکبر هاشمی رفسنجانی در اين بمبگذاری رسماً در روز چهارشنبه 25 اکتبر گذشته از سوی آلبرتو نيسمان، دادستان کل آرژانتين مطرح شد و سخنگوی وزارت خارجه ایران، بازگشایی این پرونده را متأثر از "اعمال نفوذ صهیونیستها" قلمداد کرد.
بنابر کيفرخواستی که دادستان کل آرژانتين با استناد به اطلاعات به دست آمده از دستگاه اطلاعاتی آرژانتين و پليس فدرال آمريکا (اف بی آی) صادر کرده، يکی از اعضای گروه شيعی حزب الله لبنان به نام ابراهيم حسين برو در بمبگذاری آميا شرکت داشته است.
اما گروه حزب الله اعلام کرده که ابراهيم حسن برو در هشتم سپتامبر 1994 يعنی حدود دو ماه پس از انفجار آميا در مرجعيون واقع در جنوب لبنان کشته شده است.
بر اساس کيفرخواستی که دادستان کل آرژانتين صادر کرده، ردولفو کانيکوبا کورال، قاضی فدرال آرژانتينی از دولت ايران و پليس بين الملل (اينترپل) خواسته است متهمان پرونده را بازداشت و به آرژانتين تحويل دهند.
اجرای اين حکم جلب بين المللی، حتی در صورت موافقت و تنفيذ پليس بين الملل، بستگی به قوانين داخلی دولتهای عضو پليس بين الملل دارد.
|
| |
|
طی انفجار ساختمان هفت طبقه انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمی شدند |
علاوه بر اکبر هاشمی رفسنجانی، علی فلاحيان و علی اکبر ولايتی، وزيران اطلاعات و امورخارجه دولت او، محسن رضائی، فرمانده پيشين سپاه پاسداران، احمد وحيدی، فرمانده پيشين نيروی قدس سپاه پاسداران، محسن ربانی، رايزن فرهنگی پيشين سفارت ايران در آرژانتين، احمدرضا اصغری، دبير سوم پيشين سفارت ايران در آرژانتين و هادی سليمانپور، سفير سابق ايران در آرژانتين نيز در زمره متهمان پرونده اند.
هادی سليمانپور در ماه اوت سال 2003 به درخواست پليس بين الملل در بريتانيا بازداشت شد و پرونده ای برايش در دادگاهی در شهر لندن تشکيل شد تا موضوع استرداد او به آرژانتين بررسی شود اما وزارت کشور بريتانيا مدارک ارسال شده از آرژانتين را برای استرداد آقای سليمانپور کافی تشخيص نداد و دستور توقف رسيدگی قضايی و آزادی وی را صادر کرد.
بمبگذاری در ساختمان هفت طبقه انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين که به نام اختصاری اش، آميا شهرت دارد در بامداد نهم ژوئيه 1994 و در زمانی رخ داد که آقای هاشمی رفسنجانی رياست جمهوری ايران را عهده دار بود، طی اين بمبگذاری 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمی شدند.
آقای هاشمی و هشت مقام ايرانی در حالی متهم به دست داشتن در انفجار ساختمان آميا می شوند که پليس بين الملل (اينترپل) در سپتامبر سال گذشته رأی به حذف اسامی دوازده ايرانی از فهرست افرادی داد که در ارتباط با انفجار ساختمان انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين برايشان حکم بازداشت بين المللی شان صادر شده بود.
خوان خوزه گالئانو قاضی آرژانتينی که حکم بازداشت اين افراد را صادر کرده بود نيز به دليل ارتکاب به تخلف و رشوه دادن به يکی از شهود دادگاه در جريان رسيدگی به پرونده آميا چهار سال است از کار برکنار شده است.
دادگاه فدرال آرژانتين نيز در سپتامبر سال 2004 پنج آرژانتينی متهم به شرکت در بمبگذاری را تبرئه کرد و حکم به بررسی دوباره پرونده داد.
با اين حال رودولفو کانيکوبا کورال که با برکنار شدن قاضی گالئانو، رسيدگی به پرونده آميا را به عهده گرفته است همچنان اعتقاد دارد که دوازده ايرانی که از فهرست افراد تحت تعقيب پليس بين الملل خارج شده اند در طرحريزی انفجار آميا و تأمين هزينه های اين عمليات نقش داشته اند.
انفجار ساختمان آميا که بر اثر بمبگذاری در خودروی وانتی که در مقابل اين ساختمان قرار داده شده بود، رخ داد بزرگترين کشتار يهوديان پس از جنگ جهانی دوم به صورت يکجا به شمار می رود و دو سال پيش از وقوع آن نيز بمبگذاری در سفارت اسرائيل در اين کشور بيست وهشت کشته برجای گذاشته بود.
آرژانتين دارای بزرگترين اقليت يهودی در آمريکای لاتين است و گفته می شود در تاريخ آرژانتين رسيدگی به هيچ پرونده قضايی به اندازه پرونده انفجار آميا به طول نينجاميده است، تا آنجا که تاکنون بيش از يکهزار و دويست نفر برای ادای شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده اند.
85/08/19
سلام
جبران می کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
85/07/23
بررسی رویدادهای مربوط به دستگیری آیت الله کاظمینی بروجردی
تارا عاطفی (رادیو فردا): روز یکشنبه در تهران کوچه سرو صحنه درگیری های شدیدی میان طرفدااران یک روحانی و نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها بود. این روحانی که به نام آیت الله کاظمینی بروجردی شناخته شده، از طرفداران جدایی دین از سیاست است. فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ روز دوشنبه اعلام کرد در درگیری های روز یکشنبه آیت الله و حدود 300 تن از طرفدارانش بازداشت شدند. گزارش های غیررسمی از تخریب خانه های همسایگان، چاقوکشی، اسیدپاشی و حتی کشته شدن اهالی محل حکایت دارد. آقای بروجردی پیش از بازداشت خطاب به اجتماعی از اهالی محل گفت: گناه من این است که ما نمی خواهیم به اسم اسلام به مردم ظلم شود. اکنون از سرنوشت آیت الله و هوادارانش اطلاع دقیقی در دست نیست. علیرضا نوری زاده تحلیل و پژوهشگر مسائل خاورمیانه و ایران درباره پدر آیت الله بروجردی به رادیو فردا می گوید:
دکتر علیرضا نوری زاده: آیت الله کاظمینی بروجردی پدر آیت الله محمدحسین کاظمینی بروجردی یک روحانی سنتی بود در جنوب شهر تهران. اینها از خانواده اعرجی کاظمینی هستند. خانواده ای که در کاظمین عراق شهرت و اعتبار دارند. حدود 150 سال پیش اینها از عراق به ایران آمدند و تعدادی از آنها در بروجرد اقامت کردند. دلیل عمده اش هم حضور مرحوم حاج آقا حسین بروجردی بود. پدر ایشان به تهران می آید، در جنوب شهر در میدان خراسان مسجدی داشت و چون از روحانیونی بود که ارتباطی با مرحوم شیخ محمود حلبی داشت رئیس انجمن حجتیه، اینها درواقع از صاحب زمانی ها بودند، پدر ایشان بسیار مرید داشت، آدم دست و دل بازی بود، ولی به کل انسانی بود از سیاست جدا، چون معتقدند حکومت اسلامی هرگز تا ظهور حضرت برپا نخواهد شد، بنابراین هر حکومتی که ادعای اسلامی گری کند، از نظر اینها غاصب است و اوائل انقلاب که بسیاری از مردم جنوب شهر دنبال انقلاب راه افتاده بودند، پدر ایشان منع می کرد مردم را و می گفت نروید، این حکومت، حکومت اسلامی واقعی نیست و ما را از هدف اصلیمان دور می کند.
ت . ع: چهار سال پیش پدر آقای بروجردی درگذشت و پس از مرگ پدر، سیدمحمد کاظمینی بروجردی دستگیر و به زندان اوین منتقل می شود.
دکتر علیرضا نوری زاده: در آنجا از او تعهد گرفتند، آزارش دادند و وقتی خارج شد دید مسجد پدرش را مصادره کردند و ایشان به ناچار از همان منزل پدری هم منتقل شد و آمد در محل کنونی اقامت کرد و جلسات درسی داشت، شبها می آمدند حکم درس می داد و تفسیر قرآن می کرد و یک عده زیادی طرفدار پیدا کرد در این مدت، باز برای او هم قائل به کرامات بودند و بیماران و گرفتاران پیش او می رفتند. ایشان هم مثل پدرش انسان خیری بود. عده ای از ثروتمندان بازار هم او را یاری می رساندند. در نتیجه به مرور ایشان تبدیل به یک قطبی شد. اما مساله ای که رژیم را نگرانی کرد، سخنرانی ایشان در استادیوم شهید کشوری بود. جمعیتی که برای این سخنرانی آمد، بی سابقه بود. تاکنون درهیچ یک از سخنرانی های غیرسیاسی و غیردولتی چنین جمعیتی نیامده. این یک مقدار نگرانشان کرد و حالا به چه دلیل پس از این ماجرا آمدند قبر پدر ایشان را خراب کردند به اسم توسعه مسجد، این هم آتش را شعله ورتر کرد و ایشان به شدت واکنش نشان داد و اعتراض کرد، در نتیجه عده ای از ماموران به خانه ایشان و خواهرش ریختند، عده ای را دستگیر کردند، ایشان سخنرانی کرد علیه این اقدام و سپس ماموری از وزارت اطلاعات به نام شیخ احمدی رفت که ایشان را احضار کند و اخطار کرد ما شریعتمداری را با ده میلیون مقلد از بین بردیم، شما که چیزی نیستید. و ایشان آمد جلوی مردم این را گفت، جوانانی که دورش بودند دستی به اینترنت و فیلم و کامپیوتر داشتند، تمام این صحنه ها را گرفتند و پخش کردند، در نتیجه روحانی که تا دوماه و نیم پیش شاید فقط در همان محدوده خیابان اوستا، کوچه سرو ایشان را می شناختند، ناگهان شهرت بسیار وسیعی پیدا کرد، از مناطق مختلف تهران به سراغش می رفتند. و در این دوماه و نیم منزلش تبدیل شده بود به یک پایگاه. عده زیادی از مردم جمع شدند تا از دستگیری ایشان جلوگیری کنند و عملا هم تا دو ماه و نیم مقاومت کردند تا اینکه روز یکشنبه با وسایل زرهی به خانه ایشان حمله بردند و تعداد زیادی خانه های مردم هم در بین راه از بین رفت.
ت . ع: آقای بروجردی نامه هایی به کوفی عنان، پاپ و خاویر سولانا نوشت. وی چند شب پیش از بازداشتش در کوچه محل اقامتش خطاب به همسایگانش از جمله گفت:
صدای آیت الله سید محمدحسین کاظمینی بروجردی: با عرض پوزش از همه همسایگان که خوابتان گرفته شد، بدانید که یک ساعت پیش به منزل ما از سوی اطلاعات و نیروی انتظامی حمله شد، برای کشتن من، بدانید که الان تمام ورودی ها و خروجی های این خیابان و کوچه را بسته اند تا به ما حمله کنند. بدانید که گناه ما آن است که ما مخالف دین سیاسی هستیم. ما نمی خواهیم به نام خدای باریتعالی به مردم ظلم کنیم. من از نیروی انتظامی سئوال می کنم شما برای خدمت به ملت آمده اید یا برای کشتن بچه های این ملت؟ من از نیروهای اطلاعاتی می پرسم وظیفه شما ریشه کردن کردن اعتیاد و فقر است در این جامعه یا نابودی بچه های پیغمبر؟ من آمده ام در این نیمه شب با تمام یارانم و به شما و به جهان و به تاریخ اعلام می کنم که ما حاضر نیستیم اسلام را بفروشیم، حاضر نیستیم قرآن را معامله کنیم. ماه قرآن است، اینجا ایران است، چرا باید حمله کنند به جوانان مسلمان؟ مگر ما تروریست هستیم؟ این همه کشور مشکل دارد، باید رهایش کنند به جان ما بیفتند؟ این همه فقر غوغا می کند. سرقت، دزدی، گرانی، کمبود، اعتیاد، طلاق، این همه کشور گرفتاری دارد، ول کرده اند می خواهند مرا بکشند، بیایید بکشید. آی نیروی انتظامی که سر کوچه ایستاده ای، چرا معطلی؟ اگر مامور به کشتنی چرا نمی کشی؟ تو نان این ملت را می خوری که حافظ منافع این ملت باشی، نه آن که در ماه رمضان بچه های اسلام و قرآن را بگیرید، بدزدید، به شکنجه گاه 209 اوین ببرید. اهالی محل من از شما کمک نمی خواهم، فقط می خواهم شاهد باشید که بروجردی برای دفاع از شما، قران شما، خدای شما، وجدان شما، عدالت شما، وطن شما ایستادگی کرد و ایستاد و تنش را به تیرباران عرضه کرد. من باز هم از همه شما معذرت می خواهم، همه شما را به خدا می سپارم و آماده ام برای حرکت خونین اینها تا دنیا بداند اینها مسلمان هستند؟ ایرانی هستند؟ خدمتگذار هستند؟ چه جوابی دارند بدهند؟
ت . ع: اما رسانه های داخلی و مقامات جمهوری اسلامی چه می گویند؟ ایسنا روز یکشنبه در گزارشی به نقل از معاون سیاسی امنیتی استانداری تهران نوشت: عده ای از عوامل فرقه گرا تحرکاتی را مدتی در تهران آغاز کرده بودند که در هفته گذشته این تحرکات شدید شد و مزاحمت ها و مشکلات امنیتی را برای برخی شهروندان تهرانی ایجاد کرد. عبدالله روشن معاون سیاسی امنیتی استانداری تهران به ایسنا می گوید: به دنبال اظهارنگرانی مردم از این تحرکات این عوامل فرقه گرا، چهارشنبه هفته گذشته تعدادی را به گروگان گرفتند و پس از ضرب و شتم اقدام به آزادی آنان کردند. آقای روشن می گوید نیروی انتظامی همواره سعی کرده تا از اقدامات این گروه جلوگیری کند، اما انها روز شنبه با جمع کردن تعداد زیادی از اراذل اوباش تهران و برخی شهرستان ها از طریق آتش زدن لاستیک، پرتاب ککتل مولوتف و حمل بیش از صدها سلاح سرد برای برخورد با نیروی انتظامی اعلام آمادگی کردند. وی گفت این عده تعدادی از نیروهای انتظامی را به گروگان گرفتند و با اسیدپاشی و تخریب اموال عمومی منطقه سعی در برهم زدن نظم محل کردند. اما به گزارش ایلنا خبرگزاری کار ایران تجمع کنندگان اوباش و اسیدپاش نبودند، بلکه خواهان آزادی مذهبی بودند. در گزارش روز شانزدهم مهر خبرگزاری کار در این رابطه آمده است تجمع کنندگان با سر دادن شعارهایی نظیر آزادی مذهبی حق مسلم ما است، خواستار آزادی برخی هواداران آیت الله بروجردی و فراهم شدن امکانی برای ترویج افکار سیدمحمد کاظمینی بروجردی شدند.
خبرگزاری کار ایران همچنین نوشت: آیت الله سیدمحمد کاظمینی بروجردی به خبرگزاری ایلنا گفته است به اعتقاد ما مرد از دین سیاسی خسته شده اند و خواستار بازگشت به دین سنتی هستند. اما آقای بروجردی تا امروز کجا بوده است؟
دکتر علیرضا نوری زاده: ایشان تا چهار سال قبل که درواقع خدمت پدرش را می کرد و به دور از سیاست ملایان محله ای از تهران بودند و نه حتی تمام تهران، مانند خیلی از روحانیان منطقه ای که در یک منطقه پیشنماز مسجد محله هستند، اینها هم در میدان خراسان سرشناس بودند. پس از فوت پدرش و وقتی ایشان منتقل شد به خیابان آزادی و کوچه سرو در خیابان اوستا، درواقع یک آدم ناآشنا بود، مسجد هم که نداشت، در خانه اش حسینیه درست کرد و به مرور مردمی که آگاه شدند از بودن ایشان در آن محل، از جنوب شهر به دیدنش آمدند، یک عده هم پیروان جدید پیدا کرد. بخصوص در جمع دختران و پسران جوان متدین. انسان بی آزاری بود و در گوشه ای برای خود زندگی می کرد و درواقع این نظام بود که باعث شد ایشان عصبانی شود؛ با ویران کردن قبر پدرش و این که به خانه اش آمدند و جلوی نشست هایش را گرفتند. پس از سخنرانی او در استادیوم شهید کشوری مزاحمش شدند مکرر و اینها به مرور جمع شد و باعث شد یک روحانی آرام که کاری به کسی نداشت و در گوشه ای کار خود را می کرد، ناگهان تبدیل شد به فردی که افراد زیادی به دنبالش راه افتادند و محل توجه رسانه های بین المللی شد.
آقای کاظمینی بروجردی اولا اصلا عنوان نمی کرد که آیت الله است. این آیت الله لقبی بود که در همین یکی دو ماهه به او دادند. ایشان نه سنش می خورد به این که آیت الله باشد و نه از نظر مراتب می تواند در این جایگاه قرار گیرد. بنابراین خود او هم مدعی نبود. ایشان بیشتر جایگاه یک پیشنماز را داشت و یک انسانی که در حوزه خودش حسینیه و خانقاهی را داشت و در آنجا ترویج ولایت می کرد، منتها نه ولایت آقای خامنه ای، ولایت خاصه که معتقدند خاص اهل بیت و امام زمان است. از نظر یک روحانی شیعه ایشان بسیار متعصب بود، نظام موجود را مظهر یک نظام اسلامی شیعه نمی دانست، معتقد بود اینها در دین بدعت آوردند و بزرگترین بدعتشان هم ولایت فقیق مطلقه است. چون به باور ایشان ولایت تنها از آن امام زمان است.
ت . ع: آقای بروجردی در سخنانش از جمله گفت: این وقایع نشان می دهد که طرف ما نه احترام به استقلال این کشور می گذارد، نه به جمهوریت و نه اسلامیت.
85/07/22
'محاصره' محل سکونت رهبر دراويش گنابادی
|
|
| هشت ماه پيش نيز حسينيه دراويش نعمت اللهی گنابادی در شهر قم تخريب و به آتش کشيده شد |
نورعلی تابنده، بزرگ سلسله دراويش نعمت اللهی گنابادی در تهران سکونت دارد اما بنابر عادت ساليانه، ماه رمضان را در شهرک بيدخت در نزديکی گناباد می گذراند اما بنابر گزارشها، فرمانداری گناباد به او اعلام کرده که بايد تا ساعت هشت سه شنبه شب هيجدهم مهر (دهم اکتبر) اين شهرستان را ترک گويد.
به دنبال خودداری آقای تابنده از عمل به خواسته فرمانداری، مأموران انتظامی و امنيتی محل سکونت او را تحت محاصره درآوردند اما پس از مذاکراتی ميان مسئولان فرمانداری و آقای تابنده، محل را ترک گفتند.
هشت ماه پيش نيز حسينيه دراويش نعمت اللهی گنابادی در شهر قم تخريب و به آتش کشيده شد و صدها تن از اين دراويش پس از آنکه تجمع اعتراض آميزشان در قم به خشونت کشيده شد بازداشت شدند و 52 تن از آنان به جرم "اخلال در نظم عمومی و سرکشی از دستور پليس" به شلاق و حبس تعزيری و پرداخت جريمه نقدی محکوم شدند.
حتی دو تن از وکيلانی که دفاع از دراويش گنابادی را در دادگاه به عهده گرفتند تحت پيگرد قضائی قرار گرفتند و به حبس، جريمه نقدی و پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شدند.
برخورد نيروهای امنيتی و انتظامی ايران با دراويش گنابادی و تخريب حسينيه آنان مورد اعتراض آيت الله منتظری از مراجع مذهبی قم و بلندپايه ترين روحانی منتقد حکومت ايران قرار گرفت.
مهدی کروبی، رئيس پيشين مجلس ايران نيز طی نامه ای از مراجع مذهبی قم خواست نسبت به برخوردی که با دراويش گنابادی و حسينيه آنان رخ داد موضعگيری کنند.
نورعلی تابنده که برای خروج از مرکز تاريخی دراويش تحت رهبری خود تحت فشار قرار گرفته، دارای سوابق فعاليت سياسی نيز هست و از جمله چهره های ملی مذهبی ايران به شمار می رود.
آقای تابنده که ملقب به مجذوبعليشاه است دارای تحصيلات حقوقی در سطح دکتراست و تأليفاتی در مسائل عرفانی و همچنين حقوقی دارد.
سابقه سلسله نعمت اللهی به شاه نعمت الله ولی از عرفای قرن نهم هجری (پانزدهم ميلادی) باز می گردد که در ماهان کرمان مدفون است.
پيروان اين سلسله طريقت در قرن نوزدهم به سه شاخه ذوالرياستينی (منورعليشاهی)، گنابادی (سلطانعليشاهی) و صفی عليشاهی (صفائی) تقسيم شدند که شاخه گنابادی در شيوه های خود تفاوتهايی با دو شاخه ديگر دارد و به اهل شريعت نزديکتر است، تا آنجا که مکانهای تجمع اين سلسله به جای خانقاه، حسينيه ناميده می شود و مشايخ آن به جای اخذ اجازه ذکر، اجازه اقامه نماز دريافت می کنند.
85/07/10
موسوی خويينی در زندان شلوغ می کند
|
|
| موسوی خويينی طی دوران نمايندگی مجلس عضو هيئتی بود که به بازرسی و تحقيق از زندانها پرداختند |
آقای موسوی خويينی که از دوازدهم ژوئن (22 خرداد) گذشته در بازداشت به سرمی برد، اعلام کرده که مأموران زندان دستها و پاهايش را دستبند زده و او را شکنجه کرده اند، در سلول انفرادی از او نگهداری می کنند، روزی چهار بار مورد بازجويی قرارش می دهند، نيمه شب برای بازجويی از خواب بيدارش می کنند، می خواهند او را بيمار روانی کنند و فشار می آورند تا از عقايدش تبری جويد، از فعاليتهايش ابراز ندامت کند و از آيت الله خامنه ای تقاضای بخشش کند.
رئيس دادگستری استان تهران با تکذيب اظهارات آقای خوئينی، او را به جوسازی متهم کرده و گفته که رفتار او در زندان "مقداری شلوغ است و به مأموران اهانت می کند".
علی اکبر موسوی خوئينی دبيرکل تشکيلاتی با نام سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی است که با نام ادوار تحکيم وحدت شناخته می شود و در برگيرنده فعالان پيشين دانشجويی است.
او در تجمعی در زمينه حقوق زنان در ميدان هفت تير تهران بازداشت شد و آن گونه که سازمان ديده بان حقوق بشر اعلام کرده، زمان تاکنون اتهام مشخصی به وی تفهيم نشده است.
آقای موسوی خويينی، روز پنجشنبه 22 سپتامبر (31 شهريور) از مسئولان زندان اوين تهران اجازه دريافت کرد تا در مراسم چهلم درگذشت پدرش که در مسجد امام حسن مجتبی در محله دولت آباد شهر ری در جنوب تهران برگزار شد شرکت کند.
ديده بان حقوق بشر از يکی از شرکت کنندگان اين مراسم نقل کرده که ناحيه سر و گردن آقای موسوی خويينی به نحو بارزی کبود شده بوده است.
ديده بان حقوق بشر همچنين از چند تن از شرکت کنندگان مراسم نقل کرده که هنگامی که آقای موسوی خويينی وارد مسجد محل اجرای مراسم چهل پدرش شد محافظانش اجازه ندادند وی با همسرش ديدار کند و او در واکنش، شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و از مردم تقاضای کمک کرد و گفت که بازجويانش او را شکنجه کرده اند.
در اطلاعيه ديده بان حقوق بشر همچنين آمده است که از هنگامی که آقای موسوی خويينی پس از شرکت در مراسم چهلم پدرش به زندان بازگشته، به همسر و وکيلش اجازه ملاقات با او نداده اند.
آقای موسوی خوئينی خود طی دوران نمايندگی مجلس عضو هيئتی بود که به بازرسی و تحقيق از زندانها پرداختند و آن گونه که در اطلاعيه ديده بان حقوق بشر آمده، "اکنون در يکی از همان بازداشتگاههايی است که تلاش می کرد مورد بررسی و رسيدگی علنی و عمومی قرار گيرند".
85/07/10
جنگی که پس از ۱۸ سال از خاتمه آن، بحث انگيز شده است
|
| |
| در سال های اخير مسائلی همچون پايان جنگ ايران و عراق که بحث در مورد آنها عملا ممنوع بوده است در فضای سياسی-اجتماعی ايران طرح شده است |
بزرگداشت مستمر جنگ هشت ساله، آن هم با وجود گذشت نزديک به دو دهه از پايان آن، در نظام جمهوری اسلامی مفهومی نمادين و ايدئولوژيک دارد.
جنگ در واقع برای حکومت ايران، يادآور روحيه فداکاری و استقبال از مرگ در بين نيروهای ايرانی و بويژه نوعی الگوی زيست است که همچنان کارکردهای خود را برای نظام سياسی حفظ کرده است.
با اين همه، در سالهای اخير، تکراری شدن مطالب مربوط به جنگ، انتقاد برخی از مقام های نظامی و سياسی ايران را برانگيخته است به طوری که آنان خواستار شکستن «کليشهها» و طرح موضوعات تازه تر درباره ابعاد مختلف جنگ شده اند تا نسل پس از جنگ از تکرار مطالب دلزده نشود.
طرح نکات تازه درباره جنگ اما بدون درد سر نبوده است. زيرا رسانه هايی که اجازه طرح مسائل نو در باره جنگ را يافته اند، کمابيش به سراغ مسائلی رفته اند که در دوران جنگ طرح آنها کاملا ممنوع بود.
پايان جنگ؛ پرسش بی پايان
|
|
يکی از نکاتی که طرح آن در طول جنگ عملا ممنوع بود، به توجيهات مربوط به ادامه جنگ پس از آزادی شهر خرمشهر در خرداد سال ۱۳۶۱ خورشيدی و تلاش برای ورود به خاک عراق، ارتباط داشت.
در حقيقت، منتقدان ادامه جنگ ايران و عراق، در جامعه آن روز ايران چندان زياد نبودند و اگر هم منتقدی وجود داشت، کمتر حاضر به پذيرش خطر ابراز مخالفت با ادامه جنگ بود. تنها استثنا در اين باره، نهضت آزادی ايران به رهبری مهدی بازرگان، نخست وزير دولت موقت، که با وجود تمام مخاطرات، ادامه جنگ را به صراحت به چالش می طلبيد.
با اين همه، پرسشی که در طول جنگ طرح آن مخاطره آميز و عملا ممنوع بود، در سالهای اخير نه فقط مجاز شده، بلکه به موضوع اساسی هفته بزرگداشت جنگ تبديل شده است.
|
|
پاسخ فرماندهان سياسی و نظامی جنگ به چرايی ادامه آن، افشای بخشی از مسائل پشت پرده جنگ را در پی داشته و به طوری که تقريبا مشخص شده است، آيت الله خمينی با ورود نيروهای ايران به خاک عراق مخالف بوده، اما با اصرار فرماندهان نظامی و رهبران سياسی به اين کار رضايت داده است.
اين مساله به نحو ديگری در باره پايان جنگ نيز، صادق بوده به طوری که اينک فاش شده، به نظر می رسد آيت الله خمينی تمايل چندانی به توقف جنگ نداشته و در واقع فرماندهان جنگ و مسئولان سياسی کشور با توصيف چشم انداز نه چندان روشن جنگ، رهبر پيشين جمهوری اسلامی را متقاعد به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنيت سازمان ملل کرده بودند.
اکبر هاشمی رفسنجانی و محسن رضايی
موضوع اخير بخصوص سبب بروز مناقشه ای غير مستقيم بين اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و محسن رضايی، دبير اين مجمع شده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی در سالهای آخر جنگ به فرمان آيت الله خمينی به عنوان جانشين فرماندهی کل قوا معرفی شد و فرماندهی جنگ را به عهده گرفت. محسن رضايی نيز که در آن زمان فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، در فرماندهی عمليات جنگی نقش مهمی بر عهده داشت.
محسن رضايی در اشاره ای آشکار به آقای رفسنجانی مدعی است که استراتژی سياسی وی، باعث ناکام ماندن استراتژی نظامی جنگ برای ساقط کردن حکومت صدام حسين، رئيس جمهور وقت عراق، شده است و آقای رفسنجانی هم به نوبه خود، فرماندهان سپاه بويژه آقای رضايی را يکی از مسببان اصلی پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی آيت الله خمينی می داند.
محسن رضايی با انکار فرستادن نامه به آيتالله خمينی برای متقاعد کردن او به پذيرش قطعنامه، سبب شده است که آقای رفسنجانی نامه ای منتشر نشده از آيت الله خمينی را افشا کند که در آن آيت الله خمينی به نامه محسن رضايی استناد کرده و آن را حاوی مسائل تکان دهنده ای دانسته است.
مهمتر از آنچه در نامه آيتالله خمينی در باره روند جنگ افشا شده ، اين است که چرا آقای رفسنجانی و محسن رضايی که تا چند سال پيش متحد هم محسوب می شدند، اينک مساله جنگ را دستمايه نشان دادن اختلافات خود قرار داده اند؟
مناقشه هسته ای ايران؛ تکرار تاريخ؟
به نظر می رسد، مشاجره پنهان آقای رفسنجانی و محسن رضايی، بیارتباط با بحران هسته ای ايران و روابط خارجی ايران نباشد.
محسن رضايی از منتقدان سر سخت هيئت مذاکره کننده هسته ای ايران در دولت محمد خاتمی است، هيئتی که عموما متشکل از متحدان آقای رفسنجانی بود.
آقای رفسنجانی نيز به نوبه خود از نحوه عملکرد هيئت مذاکره کننده ايرانی در دولت محمود احمدی نژاد ناراضی است و اين نارضايتی را بارها با الفاظی ديپلماتيک ابراز کرده است.
به عبارت ديگر، می توان گفت اختلاف بر سر چگونگی پيشبرد برنامه هسته ای ايران که طرح علنی آن در شرايط امروز ايران عملا ممنوع است، در قالب نزاع در باره نحوه اداره جنگ هشت ساله بروز کرده است.
آقای رفسنجانی با ارائه تصويری از جنگ هشت ساله و ضرورت پايان آن، به نحوی تلويحی نسبت به عواقب درگير شدن با نظام جهانی هشدار می دهد، حال آنکه آقای رضايی با تاکيد بر آنکه نتيجه جنگ هشت ساله حاصل کار فرماندهان سياسی بود و نه فرماندهان نظامی، در صدد القای اين سخن است که اينک نيز ايران می تواند با پافشاری بر ادامه غنی سازی اورانيوم، در چالش با نظام بين المللی پيروز شود.
85/07/07
سفرت به خیر
سفرت بهخیر اما
تو و دوستی خدا را
چو ازین زمین وحشت
به سلامتی گذشتی
به ستارهها به یزدان
برسان!! فغان ما را...

امروز هجدهم سپتامبر 2006 است. روزی که در خاطر بسیاری از ایرانیان ماندگار خواهد شد. قطعا هیچکدام از ماموریتهای فضایی ناسا و یا سایر کشورهای پیشرو در اکتشافات فضایی تا بدین حد برای ما ایرانیان به یادماندنی نبوده است. امروز از پایگاه فضایی بایکونور، سفینهای به فضا برخواست که مسافری ویژه بههمراه داشت. مسافری که هنوز از زمین خارج نشده، جنگ تبلیغاتی بر سرعنوان و ملیت او میان دو دولت آمریکا و ایران در گرفته.
در گزارش مستقیم ناسا تیوی از پرواز سایوز، اعلام شد: اولین بانوی فضانورد آمریکایی به فضا پرواز کرد. این در حالیاست که تلویزیون و خبرگزاریهای رسمی ایران، تلاشی همه جانبه به خرج داده و میدهند تا مالکیت این عنوان را به کشور ایران ببخشند.
یکی از نکات برجسته پرواز سایوز امروز که از اهمیت بسیاری در نزد ایرانیان برخوردار بود، الصاق پرچم ملی ایران بر بازوی انوشه انصاری، این مسافر جنجال برانگیز بود که متاسفانه اعلام شد به خواست کشورهای آمریکا و روسیه، ایشان اجازه نصب پرچم ایران را بروی لباس خود ندارند!
پوشش زنده ناسا به ماموریت سایوز را اینجا دنبال کنید.
گزارش چهار دقیقهای سفر خانم انصاری شامل صحنههای خداحافظی و پرواز سایوز را از زمان 8:40 برنامه شباهنگ ببینید. در این گزارش ضمن آشنایی با انوشه و ماموریت سایوز، از وی بعنوان اولین ایرانی توریست فضا، و شهروند آمریکایی کارآفرین ایرانی تبار یاد میشود. امیدواریهای انوشه از تاثیر وی بر زنان ایرانی بیان شد و در مجموع صدای فارسی آمریکا، آنگونه که ایرانیان مایلند، اما خلاصه، ملیت و عناوین اولینهای خانم انصاری را برای ایرانیان به رسمیت شناخت. این در حالیست که صبح امروز ناسا برای جهانیان، انوشه انصاری را اولین بانوی فضا پیمای آمریکایی معرفی کرد!
لینک به فایل 56K
لینک به فایل 256K
از این لینک میتوانید صحنه پرواز سایوز را در سایت ستاره پارسی که پوشش وسیعی به سفر خانم انصاری داده است، ببینید.
اگر لینکهای شباهنگ برایتان فیلترشده است، آنها را در اولین فیلترشکن دم دستتان وارد کنید و اگر سرعت اینترنتتان کند است، برای رسیدن به زمان مورد نظر، پس از اتصال به مدیا، با ماوس دراگ کنید.
85/07/05
در این سیاهی، سپیدی کو؟
دراین سیاهی، سپیدی کو؟

سلام دوستان چیزی که می خوام امروز بگم یه درده که نمی گذارد راحت باشم واون نداشتن اتحاد دربین مبارزین وحتی وبلاگ نویسان است. تنها رمزپیروزی داشتن اتحاد است وآن هم متاسفانه ما نداریم و بدون اتحاد هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. دراین چندسال اخیر ما پشرفت قابل توجهی داشتیم وحتی توانستیم تظاهرات و کارهای دیگری که به نفع ما انجام شد راانجام دهیم. ولی چرا اکنون بین چندین تن ازافراد سیاسی که دارای طرفداران زیادی هستند اختلاف شدید افتاده که این اصلا به نفع ما نیست و این هم ازکارهای این تحفه گرمسار است.مثلا همین آقای فخرآور راچرا این همه می کوبیم حتماً شمانیز مطالب زیر را خواندید:
(
تکذیب وتوضیح احمدباطبی درخصوص ادعاهای امیرعباس فخرآور یا افشاگری جوکار یا نامه زرافشان یا نامه منوچهر محمدی یه شهرام همایون یا نامه حجت بختیاری درمورد فخرآور یاچیزهای دیگر ) من کاری به حرف های دیگران ندارم از اون روزی که انتقاد های زیادی ازفخرآور می شد سکوت کردم وتا امروز سخنی یه زبان نیاوردم ولی امروز این و می گم دست ازلجاجت برداریم. آیا اگر فخرآور و باطبی وزرافشان با یکدیگرمتحدشوند. بهتراست یااین که درجبهه ی خودی مشغول به جنگ با هم شوند. آیا بعد از مرگ شهید جاوید اکبرمحمدی وفیض مهدوی وقت آن نرسیده که اقدامات گسترده تری انجام دهیم و از لجاجت دست برداریم. من قصد حمایت کسی راندارم ولی اگرهمین آقای فخرآور نبود خیلی ها که درحال اعدام بودند اعدام می شدند و...حالا هم حرف های عجیب و غریب زیادی بگوش می رسد... جریان چیه؟...
اتحّاد...اتحّاد...اتحّاد... رمزپیروزی
85/07/05
نگرانی عفو بين الملل از 'سرکوب منتقدين' در ايران
|
|
|
عفو بين الملل خواستار آزادی کسانی شده که به گفته اين سازمان 'از حق آزادی بيان و تجمع خويش' استفاده می کرده اند |
اين گزارش که روز دوشنبه 25 سپتامبر، سوم مهر ماه، منتشر شده به برخوردهای اخير مراجع انتظامی و قضايی ايران با تجمع های مسالمت آميز اشاره کرده و می نويسد: "سازمان عفو بين الملل از دستگيری ها و بازداشت های اخير در ايران، که فعالان حقوق بشر، فعالان گروه های اقليت قومی و ديگر هواداران آزادی بيان را هدف قرار داده، عميقا نگران است."
سازمان عفو بين الملل در اين گزارش به طور خاص به دستگيری گروهی از آذربايجانی های معترض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس و بازداشت چند فعال اجتماعی که در مخالفت با حکم اعدام چهار زن مقابل دفتر سازمان ملل در تهران دست به تجمع زده بودند، اشاره کرده و خواستار توقف فوری اينگونه برخوردها شده است.
اين گزارش همچنين نسبت به وضعيت علی اکبر موسوی خوئينی (نماينده سابق مجلس ايران) در زندان ابراز نگرانی کرده و از قول خود آقای موسوی خوئينی نوشته که وی تحت فشار قرار گرفته تا 'توبه نامه' بنويسد.
آقای موسوی خويينی بعدازظهر دوازدهم ژوئن (22 خرداد) هنگامی که در تجمعی در زمينه حقوق زنان در ميدان هفت تير تهران شرکت کرده بود بازداشت شد.
به گزارش ديده بان حقوق بشر، آقای خوئينی که هفته پيش برای شرکت در مراسم چهلم پدرش به مرخصی آمده بوده، از شرايط خود در زندان انتقاد کرده و گفته در سلول انفرادی نگهداری می شود و روزی چهار بار مورد بازجويی قرار می گيرد.
|
|
'سرکوب آذربايجانی های معترض'
سازمان عفو بين الملل همچنين از دستگيری دستکم 15 فعال آذربايجانی که خواهان تحريم مدارس در روز اول مهر (در اعتراض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس ايران) بوده اند، خبر داده است.
طبق گزارش عفو بين الملل برخی از اين افراد در زمان دستگيری اعلاميه هايی برای برگزاری تجمع و تظاهرات همراه خود داشته اند.
اصل پانزدهم قانون اساسی ايران، تدريس ادبيات زبان های محلی و قومی را در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد دانسته است، اما تنها اقليتی که در ايران از امکان تحصيل به زبان مادری برخوردارند، ارامنه اند که اساساً مدارسشان جداگانه و تحت نظارت نهادهای مذهبی ارمنی اداره می شود.
پيشتر، همزمان با روز اول مهر و آغاز سال تحصيلی جديد در مدارس ايران، گروهی از آذربايجانی های ايرانی مقيم انگلستان نيز در مقابل ساختمان بخش جهانی بی بی سی در لندن گرد آمدند تا به عدم تدريس زبان ترکی در مدارس ايران اعتراض کنند.
دستگيری مخالفان اعدام زنان
|
| |
| عفو بين الملل از دستگيری کسانی خبر داده که در اعتراض به حکم اعدام چند زن، مقابل دفتر سازمان ملل در تهران تجمع کرده بودند |
عفو بين الملل در گزارش خود همچنين از دستگيری دستکم ده نفر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران در روز 24 سپتامبر (دوم مهرماه) خبر داده است.
بنابه اين گزارش، شرکت کنندگان در اين تجمع آرام به حکم اعدام چند زن از جمله کبری رحمانپور، فاطمه حقيقت پژوه، نازنين فاتحی، و شهلا جاهد اعتراض داشته و خواهان لغو اجرای اين احکام بودند.
شهلا جاهد که از سوی دادگاه به عنوان قاتل همسر ناصر محمدخانی، بازيکن سابق تيم ملی فوتبال ايران، شناخته شده پس از جنجال مطبوعاتی فراوان از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد و يک بار نيز در زمستان سال گذشته آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضائيه ايران، از اجرای حکم وی جلوگيری کرد.
سازمان عفو بين الملل در عين حال نوشته است که دستگير شدگان در تجمع مقابل سازمان ملل احتمالا اندک زمانی بعد با امضای تعهدنامه آزاد شده اند.
در پايان گزارش عفو بين الملل از مقام های ايرانی خواسته شده به اينگونه برخوردها با کسانی که به زبان نويسندگان گزارش 'از حق آزادی بيان و تجمع خود استفاده می کنند' پايان دهند.
85/07/05
روزنامه ايران رفع توقيف شد
|
|
| روزنامه ايران به دليل چاپ يک کاريکاتور حدود چهار ماه توقيف بود |
اين روزنامه چهار ماه پيش در پی اعتراض های گسترده ترک زبانان ايران به کاريکاتوری که در ضميمه آخر هفته آن چاپ شده بود، توقيف شد و سردبير و طراح آن کاريکاتور جنجالی بازداشت شدند.
خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، روز سه شنبه (26 سپتامبر) به نقل از محمد کرمی، رئيس دادگاه های عمومی و انقلاب تهران، نوشته که پس از برگزاری چند جلسه دادگاه، قاضی اين پرونده رای به رفع توقيف از روزنامه ايران داده است كه به گفته آقای کرمی اين حکم 'يا ابلاغ شده يا به زودی ابلاغ خواهد شد.'
رفع توقيف از روزنامه ايران در حالی صورت می گيرد که غلامحسين اسلامی فر، مدير مسئول روزنامه، يک ماه پيشتر به رای هيئت منصفه مطبوعات ايران از اتهام 'ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه و اهانت به مردم ترک زبان' بيگناه شناخته بود.
روزنامه ايران دوازدهم مه (22 ارديبهشت) در ضميمه آخر هفته خود کاريکاتوری از مانا نيستانی چاپ کرد که بسياری از ترک زبانان ايران آن را توهين آميز دانستند. در جريان اعتراض های گسترده به چاپ اين کاريکاتور در مناطق شمال غرب ايران که با دخالت نيروهای انتظامی همراه بود، دستکم چهار نفر کشته شدند.
طرح جنجالی 'سوسک'
|
| |
| چاپ کاريکاتوری در ضميمه آخر هفته روزنامه ايران اعتراض ترک زبانان ايران را در پی داشت |
کاريکاتور جنجال برانگيز ايران جمعه در گوشه ای از صفحه کودک و نوجوان اين هفته نامه و طی مطلبی با عنوان "چه کنيم که سوسکها سوسکمان نکنند" چاپ شده بود.
در اين کاريکاتور کودکی به زبان سوسکها با يک سوسک صحبت می کند اما سوسک حرفهای او را نمی فهمد و به زبان ترکی می پرسد: "نمه نه"؟ (به فارسی: چی؟)
در متنی که در کنار کاريکاتور و تحت عنوان "گفتمان" آمده نوشته شده: "... مشکل اينجاست که سوسک زبان آدم حاليش نمی شه. دستور زبان سوسکی هم آن قدر سخته که هشتاد درصد خود سوسکهام بلد نيستن و ترجيح می دن به زبانهای ديگه حرف بزنن. وقتی سوسکا زبون خودشونو نمی فهمن شما چه جوری می خواين بفهمين؟! ..."
آقای اسلامی فر در دادگاه گفته که شخصيت داستان و طنز در کاريکاتورهای ديگر مطلب مزبور به زبان های رايج ديگری در کشور از جمله فارسی نيز سخن گفته و بدين ترتيب کاريکاتوريست قصد توهين به ترک زبانان نداشته است.
مديرمسئول روزنامه ايران پيشتر در دادگاه ديگری گفته بود که کاريکاتوری که توهين آميز تلقی شده، پس از انتشار جعل گرديده و حدود سيصد هزار نسخه از آن، يعنی به ميزان بيش از ده برابر تيراژ هفته نامه ايران جمعه، در سطح شهرهای ترک زبان پخش شده بوده است، در حالی که تعداد شماره های هفته نامه ايران جمعه که به استانهای ترک زبان ارسال می شده معمولاً حدود سه هزار نسخه بوده است.



